استرسها را مهار كنيد
مرحله بعد تغيير عوامل بيروني يا محيط زندگي است يعني بهبود وضعيت اجتماعي، اقتصادي، سياسي و نيز ارتقاي كيفي روابط حاكم بر افراد يك جامعه با يكديگر و تناسب هماهنگي مابين مردم و سنتهاي حاكم بر جامعه كه ميتواند در توسعه سلامت زندگي و رواني افراد اثربخش باشد.
امروزه نقش رفتار بر سلامت به گونهاي روز افزون مورد توجه قرار گرفته است. در صورت انتخاب شيوه و سبك زندگي مناسب كه موجب ارتقاي سلامت شود، مرگ و ميرهاي ناشي از اين عوامل تا اندازهاي چشمگير كاهش خواهد يافت. بيماريهاي روانتني امروزه جان بسياري از ساكنان كره زمين را ميگيرد. نقش استرس و سبك زندگي به عنوان يك عامل مهم و موثر همراه عوامل ديگر در تمامي اختلالات ديده ميشود. از نظر متخصصان اساس همه بيماريهاي روانتني تاثير مسائل رواني و مشكلات شخصيتي و حتي سبك زندگي بر جسم است. مهمترين و شايعترين بيماري روانتني كه بهطور متوسط حدود 30 تا 40 درصد مرگ و ميرها را در جهان شامل ميشود، اختلال گرفتگي عروق كرونر قلب (اختلال در عروق تغذيهاي قلب) است. سبك زندگي در كنار عوامل ديگر بخصوص عوامل موثر بر بيماريهاي قلبي مثل چاقي، مواد موجود در رژيم غذايي مانند نمك، چربيها و كلسترول، عدم تحرك جسمي، سابقه فشار خون بالا و مواردي از اين قبيل بر از بين رفتن سلامت رواني موثر قلمداد ميشود.
در ايران حدود 38 درصد مرگ و ميرها به دليل مشكلات عروق كرونر قلب است. اين آمار نسبت به بسياري از كشورهاي دنيا از حد نرمال بيشتر است.
در اغلب موارد علائم اين بيماريها در نقاطي از بدن كه پيش از اين دچار آسيبديدگي يا ضعف بودهاند، نمايان ميشود. براي مثال، علائم ناشي از يك فشار روحي شديد ميتواند در محل يك شكستگي قديمي و بهبود يافته استخوان دوباره درد ايجاد كند. اغلب مردم اين نوع دردها را به عنوان دردهاي عصبي ميشناسند. در بيشتر موارد در ناحيهاي كه دچار درد عصبي است هيچگونه ناهنجاري جسمي يافت نميشود و هيچگونه ارتباط مشخصي بين جراحت قبلي و آثار بيماري جديد وجود ندارد. مساله كليدي ديگري كه در مورد اينگونه بيماريها بايد به آن توجه داشت، اين است كه مسائل و مشكلات مشابه ميتوانند در افراد مختلف عكسالعملهاي متفاوتي ايجاد كنند. براي مثال، مرگ مادر در خانوادهاي ميتواند فرزندي را دچار افسردگي كند، اضطراب را براي فرزند ديگر به همراه داشته باشد و در فرزند سوم هيچگونه تاثيري بر جاي نگذارد. اين در حالي است كه هر سه فرزند به مادر خود علاقهمند بودهاند و به او عشق ميورزيدند.
اگر شخصي از تنگي نفس رنج ميبرد اما در بررسيهاي باليني هيچگونه نشانهاي از بيماري دستگاه تنفسي در وي يافت نميشود، ميتوان علت بروز بيماري را در اضطرابها و فشارهاي روحياش جستجو كرد. در اينگونه موارد اضطراب و فشارهاي روحي طي ساليان متوالي روي هم انباشته شدهاند و در نهايت آثار خود را به صورت يك بيماري جسمي آشكار كردهاند. به جرات ميتوان گفت اغلب بيماريهايي كه به اين شكل بروز ميكنند در اصطلاح پزشكي بيماريهاي روانتني نام گرفتهاند، در خاطرات گذشته و احساسات نهفته در روان ناآگاه بيمار ريشه دارند؛ احساسات و خاطراتي كه روان آگاه به علل و دلايل گوناگون از جمله احساس گناه آنها را سركوب كرده و در ظاهر به دست فراموشي سپرده است.
در مواقعي كه معاينات و آزمايشهاي پزشكي در يافتن علت بيماري به جايي نميرسد، پذيرش ريشههاي غيرجسمي بيماري توسط بيماران با مقاومت كمتري روبهرو خواهد شد. هنگامي كه بيمار اين حقيقت را ميپذيرد كه بيماري او جنبه روانتني دارد در واقع نخستين گام را در جهت بهبود و درمان خويش برداشته است. بدون پذيرش اين حقيقت از سوي بيمار دستيابي به بهبود به هيچ عنوان امكانپذير نخواهد بود. نكته دوم پس از قبول و پذيرش علت اصلي مشكل مراجعه به روانپزشك متخصص يا روان درمانگر يا مشاور مورد اعتماد است. اعتماد به شخص درمانگر نكته مهمي است كه در بهبود بيماران اهميت بسزايي دارد. درمانگر شخصي است كه بيمار بتواند با اعتماد كامل مشكلات خود را در مراحل اوليه درمان با وي در ميان بگذارد و بهدرستي راهنماييهاي او اعتماد كامل
داشته باشد.
طب روانتني يكي از روشهاي درماني مشكلات و بيماريهاي روانتني است. طب روانتني و رويكردهاي درماني مبتني بر آن ميكوشد تا شكاف ديرينه و ژرف ناديده گرفتن ابعاد مختلف تعامل جسم و روح را در درمان اختلالات جسماني پركند.
روان كاوي و علم روانتني از ديگر روشهاي كمككننده است. در اين روش از دارودرماني و رواندرماني بهطور همزمان استفاده ميشود. موضوع مهم در رواندرماني بيماريهاي روانتني اين نكته است كه به بيمار كمك شود اين موضوعات و معضلات نهفته در بيماري خويش را درك و لمس كند و زبان جسم خويش را فرا بگيرد و متوجه باشد جسم او از طريق نشان دادن بيماري ميخواهد كدام ناراحتي يا مشكلش را بيان كند، سپس به طريقي آگاهانه به بدنش بياموزد خواستهها و نيازهايش را به زبان ديگري بيان كند و از طريق ديگري نيازهايش را برآورده نمايد.
دارودرماني و رواندرماني فردي و گروهي از جمله روشهاي موفق در درمان اين بيماريهاست.
منبع: جام جم