نمي‌شود گفت ميان بهشت و جهنم سرگردان است. او ميان دو جهنم، معلق مانده. هفته‌هايي چنان غمگين مي‌شود كه آواره خيابان‌ها مي‌شود، غذا نمي‌خورد، اصلاح نمي‌كند و حتي خيال كشتن خودش يا حتي ديگران به سرش مي‌زند و هفته‌هايي آنقدر شيداست كه تصميم‌هاي غريب مي‌گيرد كه مثلا اورست را فتح كند يا چند تا كشتي توي درياي مديترانه بخرد يا فضانورد شود و هرچه سرمايه دارد، پاي همين خيال‌ها مي‌گذارد.

 

او هنوز نمي‌داند مبتلا به بيماري اختلال دوقطبي (افسردگي شيدايي) است و اگر دير به روانپزشك مراجعه كند شايد آينده آبستن حوادث ناخوشايندي برايش باشد.

 

روي قطب‌ها سر مي‌خورد

حتي از اسمش هم مي‌توان ماهيتش را تا حدي حدس زد و فهميد كه احتمالا بيماران مبتلا به آن ميان دو قطب رفتاري و احساسي در نوسان هستند و سرگرداني آنها ميان اين قطب‌ها روال عادي زندگي‌شان را مختل مي‌كند، اما دكتر سارا هاشم‌پور، روانپزشك توضيح كامل‌تري درباره اين بيماري دارد.

او با اشاره به اين كه اختلال دوقطبي از انواع اختلالات دوخلقي است، مي‌گويد: در اين بيماري رواني، خلق بيمار به شكل غيرطبيعي و نامتناسب با شرايط تغيير مي‌كند و امكان دارد در دوره‌هايي بشدت پرانرژي يا تحريك‌پذير (درگير حمله‌هاي مانيا يا شيدايي) و در دوره‌هايي در نهايت اندوه (درگير حمله‌هاي افسردگي) باشد.

هاشم‌پور تاكيد مي‌كند قرار نيست فرد در طول دوره شيدايي حتما بيش از اندازه خوشحال باشد، شايد فقط شديدا تحريك‌پذير شود، اما به هر حال او در اين دوره تصميم‌هايي غيرمتناسب با توانمندي‌هايش مي‌گيرد و به همين علت رفتارش پرخطر مي‌شود.

نشانه‌هاي دوره افسردگي اين بيماران را تقريبا همه مي‌دانيم، اما نشانه‌هاي دوره مانيا (سرخوشي) براي خيلي‌ها ناشناخته است. بر اساس توضيحات اين روانپزشك در دوره مانيا نياز به خواب بيمار كاهش پيدا مي‌كند.

او پرحرف مي‌شود، فكرش شلوغ است يعني نمي‌تواند يك روال ذهني مشخص را دنبال كند. براي نمونه وقتي صحبت مي‌كند دائم رشته افكارش را گم مي‌كند، حرف‌هايش را نيمه‌كاره مي‌گذارد و موضوع را عوض مي‌كند.

به گفته اين متخصص، بيمار در اين شرايط دوست دارد در كار بقيه دخالت كند. مجموعه وسيعي از فعاليت‌هاي هدفمند را در طول ساعات بيداري‌اش دنبال مي‌كند و از آنجا كه دقت و تمركزي ندارد همه آنها را نيمه‌كاره رها مي‌كند. در اين مرحله ممكن است دست به اقدامات خطرناكي بزند، براي مثال در سرمايه‌گذاري‌هاي كلان و پرخطر شركت كند.

از سوي ديگر شايد ميل جنسي‌اش زياد شود و دست به رفتارهاي پرخطر جنسي بزند و شركاي جنسي متعدد پيدا كند يا ميلش به مصرف مواد مخدر زياد شود.

هاشم‌پور هشدار مي‌دهد كه در هر دو مرحله افسردگي و شيدايي احتمال اين كه بيمار از خانه فرار يا اقدام به خودكشي كند يا دست به جنايت بزند بيشتر مي‌شود.

نكند او دوقطبي باشد...

به گفته هاشم‌پور، هنوز علت دقيق اين بيماري مشخص نيست، اما احتمال بروز آن در افرادي كه يكي از بستگان نزديكشان به اين بيماري مبتلاست بيشتر است كه نشان مي‌دهد ژنتيك در بروز اين بيماري نقش دارد.

در كتاب‌هاي روانپزشكي نوشته شده است كه ابتلا به بيماري اختلال دوقطبي در هر فرد حدود 2.6 تا 7.8 درصد است كه نسبت به بيماري مانند افسردگي با 20 تا 25 درصد امكان بروز در افراد، درصد نسبتا كمي محسوب مي‌شود؛ اما نكته جالب اين كه اين روانپزشك تاكيد مي‌كند احتمال بروز اختلال دوقطبي در كساني كه دچار بيماري افسردگي مي‌شوند بيشتر است.

آمارها نشان مي‌دهد سن شروع اختلال دوقطبي معمولا در مرز پايان دوره نوجواني و آغاز جواني است و به همين علت بهترين زمان براي شناسايي نشانه‌هاي بيماري نيز همين دوره است.

هاشم‌پور درباره نشانه‌هاي هشداردهنده‌اي كه خانواده با مشاهده آنها در نوجوانش بايد از روانپزشك راهنمايي بگيرد، توضيح مي‌دهد: اگر نوجواني خلق شاد غيرعادي دارد يا اگر به شكلي غيرطبيعي انرژي بالايي دارد يا آنقدر صحبت مي‌كند كه بايد براي ساكت ‌كردن به او تذكر داد يا مايل است از خانه فرار كند يا سابقه فرارهاي مكرر داشته است، اين احتمال وجود دارد كه به اختلال دوقطبي مبتلا باشد.

او البته تاكيد مي‌كند كه داشتن يك يا چند تا از اين نشانه‌ها هميشه نشانه اختلال دوقطبي نيست، اما بهتر آن است كه اگر اين رفتارها كاركرد طبيعي فرد را در زندگي دچار مختل كرده است، خانواده درباره آنها با پزشك مشورت كند.

اين روانپزشك درباره نشانه‌هاي هشداردهنده ديگر مي‌گويد: اين نوع نوجوان‌ها ممكن است تمركز كافي نداشته باشند، نتوانند هيچ كاري را تا انتها بدرستي انجام بدهند يا بي‌خوابي‌هاي طولاني داشته باشند.

روانپزشك ها، شاخش را مي‌شكنند

روانپزشكان مي‌گويند اگر اختلال دوقطبي كنترل و بيمار به روانپزشك ارجاع داده نشود، امكان دارد در هريك از دوره‌ها دست به كارهاي خطرناكي بزند و علاوه بر اين هرچه بيمار ديرتر به پزشك مراجعه كند، دوره‌هاي افسردگي و شيدايي او بيشتر به هم نزديك مي‌شود و بنابراين كمتر در شرايط عادي خواهد بود.

هاشم‌پور درباره شيوه كنترل اين بيماري مي‌گويد: در درمان اختلال دوقطبي هم از روش‌هاي دارودرماني و هم از روش‌هاي غيردارويي مانند شناخت‌درماني استفاده مي‌شود.

او هشدار مي‌دهد: نكته مهم اين است كه خانواده‌هاي اين بيماران درك درستي از مشكل بيمارشان داشته باشند و در دوره‌هاي افسردگي و شيدايي با مشورت روانپزشك شيوه درست كنترل و رفتار با او را بياموزند.

 

منبع: جام جم