طي دو دهه گذشته ميزان مرگ و مير ناشي از بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي در كشورهاي پردرآمد كاهش يافته است. واضح است كه پيشگيري‌هاي اوليه در سطح جامع و مراقبت‌هاي شخصي مسئول اين كاهش است. درصد بالايي از بيماري‌هاي قلبي از طريق كاهش عوامل خطر رفتاري مانند سيگار كشيدن، رژيم ناسالم و فعاليت فيزيكي قابل پيشگيري است.

رفتارهاي ناسالم موجب تغييرات فيزيولوژيك همانند فشار خون بالا، چاقي، ديابت و چربي خون بالا مي‌شود. اين عوامل خطر با ايجاد تصلب شرايين به عروق كرونر قلب و عروق مغزي آسيب مي‌رسانند. تصلب شرايين در جواني آغاز مي‌شود و بمرور با تنگ‌كردن ديواره عروق، زمينه سكته‌هاي قلبي و مغزي را در ميانسالي و كهنسالي فراهم مي‌كند.

از آنجا كه فرآيند سكته‌هاي قلبي و مغزي مشابه است،‌ اقداماتي كه عوامل خطر رفتاري را هدف قرار مي‌دهند، براي پيشگيري هر دو وضع مفيد خواهد بود.

اولين عامل خطري كه بيشترين نقش را در مرگ و مير دارد، فشار خون بالاست (عامل 13 درصد از موارد مرگ و مير)‌ و پس از آن مصرف دخانيات (9 درصد)‌، قند خون بالا (6 درصد)‌، بي‌تحركي (6 درصد)‌ و چاقي (5 درصد)‌ در مقام‌هاي بعدي قرار دارند. اين عوامل خطر معمولا به صورت گروهي در يك فرد ديده شده و در كنار هم باعث افزايش شانس فرد براي حوادث عروقي مي‌شود.

اگر افرادي كه در خطر سكته قلبي قرار دارند، شناسايي شوند و اقدامات لازم براي كاهش خطر بروز سكته در آنها صورت پذيرد، از تعداد زيادي حوادث كشنده و غيركشنده قلبي جلوگيري مي‌شود.

 

منبع: جام جم