مقدمه
طبق نظریه دلبستگی ، باورها، انتظارت و مدلهای ذهنی پایدار نوزاد در مورد مادر و خود در چارچوب رابطه مادر نوزاد شکل میگیرند. نظریه پردازان دلبستگی این باورها را به منزله تجسم ذهنی تجربههای فرد در مورد خود ونگاره دلبستگی میدانند (4-2). پیرو تحقیقات بالبی (1،2)، اینزورث و همکاران (5) سه سبک دلبستگی ایمن ، اجتنابی و دوسوگرا را تشخیص دادند.
بالبی (2) معتقد بود که سبک دلبستگی فرد روش مواجهه و سازگاری وی با تجربههای استرسزا را شکل میدهد. تحقیقات در زمینه دلبستگی بزرگسال تایید کردهاند که سیستم دلبستگی تحت شرایط استرسزا فعال میشود (7-6). براساس نظریه دلبستگی، وقتی این سیستم فعال شود افراد دارای سبکهای متفاوت دلبستگی به شیوههایی که مبین باورهای آنها در مورد خود و دیگران میباشند درصدد تنظیم عواطف و مواجهه برخواهند آمد (10-8و 6).
ناباروری به عنوان شکست در بارداری پس از یک سال مجامعت منظم و بدون پیشگیری (11)، یکی از تلخترین تجربههای زندگی (12)، قابل مقایسه با مرگ یکی از بستگان درجه یک (14-13) که واکنش سوگ را به دنبال دارد (15) توصیف شده است. ناباروری با طیف گسترده آسیبهای روانشناختی شامل استیصال موقت یا مزمن (17-15)، کاهش سطح حرمت خود و افزایش سطح تنیدگی، اضطراب، افسردگی، عصبانیت، احساس حقارت، احساس ناکارآمدی، ناکنش وری جنسی و ناسازگاری زناشویی (21-9و 17و15) در ارتباط قرار میگیرد.
یکی از موضوعات مورد بررسی در این تحقیق تأثیر سبک دلبستگی فرد بر سازش روانشناختی وی با ناباروری است. بر این اساس سبک دلبستگی به عنوان متغیری درون روانی، تعیین کننده نوع سازگاری یا ناسازگاری روانشناختی فرد با ناباروری محسوب میشود.
دلبستگی، علاوه بر تاثیر گذاری درون روانی که به نوع سازش روانی فرد با ناباروری شکل میدهد، به عنوان یک متغیر بین شخصی (ارتباطی) نیز سازش روانشناختی زوجین با ناباروری را متاثر میسازد. نقش سبک دلبستگی همسر فرد نابارور بر سازش روانشناختی وی با ناباروری موضوع دیگر مورد بررسی این پژوهش خواهد بود. بر این اساس مشخص میشود که تا چه حد سبک دلبستگی یکی از زوجین نابارور تعیین کننده سازش روانشناختی دیگری خواهد بود.
میزان سازش روانشناختی در این تحقیق بر اساس نمره افراد مورد مطالعه در مقیاسهای بهزیستی روانشناختی، درماندگی روانشناختی، وفاق ، کامروایی ، همبستگی و ابراز محبت تعیین میگردد که با پرسشنامههای سلامت روانی و همسازی زوجین سنجیده میشوند.
فرضیه تحقیق:
1) سازش روانشناختی افراد مورد مطالعه دارای سبک دلبستگی ایمن با ناباروری از سازش روانشناختی افراد مورد مطالعه دارای سبک دلبستگی ناایمن (اجتنابی، دوسوگرا) با ناباروری بیشتر است.
2) دلبستگی ایمن همسر فرد نابارور با افزایش سازش روانشناختی وی با ناباروری همبستگی مثبت دارد.
3) دلبستگی ناایمن (اجتنابی، دوسوگرا) همسر فرد نابارور با افزایش ناسازگاری با ناباروری همبستگی مثتب دارد.
روش تحقیق
نمونه تحقیق و روش اجرا: نمونه مورد آزمایش این تحقیق را 46 زوج نابارور تشکیل میدهند. یازده زوج برای حل مشکلات جنسی به کلینیک محقق مراجعهکرده و بقیه افراد مورد مطالعه از مراجعین بیمارستانهای دکتر شریعتی و میرزا کوچک خان و موسسه پزشکی ایرانیان بودند. پس از تشریح اهداف تحقیق و جلب همکاری زوجین، پرسشنامههای «دلبستگی بزرگسال»، «سلامت روانی» و «همسازی زوجین» توسط هر یک از افراد مورد مطالعه تکمیل گردید. مشخصههای بالینی و سبک دلبستگی زوجین در جداول a1 و b1 ارائه شدهاند.
علت اصلی ناباروری در 8/47% افراد مورد مطالعه (22=N) زنان و در 37% (17=n) مردان تشخیص داده شده بود. و در 2/15% باقیمانده (7=N) با علت ناشناخته بودند. 63% افراد مورد مطالعه مرد (29=N) در مقابل 7/58% افراد مورد مطالعه زن (27=N) دارای سبک دلبستگی ایمن بودند و 37% مردان (17=N) در مقابل 3/41% زنان (19=N) دارای سبک دلبستگی ناایمن بودند. این نسبت برای مردان و زنانی که به عنوان عامل اصلی ناباروری تشخیص داده شده بودند به ترتیب عبارت از 8/58% (10=N) در مقابله 1/59% (13=N) بود برای سبک دلبستگی ایمن و 2/41% (7=N) در مقابل 9/40% (9=N) برای سبک دلبستگی ناایمن. تفاوت توزیع سبکهای دلبستگی زنان و مردان در هر دو مورد (کل نمونه تحقیق و آزمودنیهای نابارور) از نظر آماری معنیدار نبود.
ابزار تحقیق
پرسشنامه دلبستگی بزرگسال : سبک دلبستگی افراد مورد مطالعه در این تحقیق با استفاده از «پرسشنامه دلبستگی بزرگسال» (بشارت، منتشر نشده) تعیین شد. این مقیاس یک پرسشنامه دو قسمتی است. در قسمت اول، سه سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا بر حسب 15 سئوال در مقیاس 5 درجهای لیکرت از هم متمایز میشوند. آلفای کرونباخ پرسشهای هر سبک دلبستگی در مورد نمونه این تحقیق برای نمره زنها از 79% تا 86% و برای نمره شوهرها از 81% تا 88% بود که نشانگر همسانی درونی بالای پرسشنامه میباشد. در قسمت دوم، فرد مورد مطالعه با انتخاب یک گزینه از سه گزینهای که سه نوع دلبستگی را توصیف میکنند، سبک دلبستگی خود را مشخص میکند. ضریب همبستگی بین نمرههای افراد مورد مطالعه در دو قسمت پرسشنامه برای افراد مورد مطالعه زن و مرد به ترتیب 85% و 87% بود.
پرسشنامه سلامت روانی (22): این مقیاس یک پرسشنامه 38 سئوالی است و دو وضعیت روانی را میسنجد: بهزیستی روانشناختی؛ درماندگی روانشناختی. در فرم ایرانی این پرسشنامه (بشارت، منتشر نشده)، الفای کرونباخ پرسشهای هر یک از زیر مقیاسها برای نمره زنها به ترتیب 86/0 و 89/0 و برای نمره شوهرها 88/0 و 91/0 بود که نشانگر همسانی درونی بالای پرسشنامه میباشد.
مقیاس همسازی زوجین (23): این مقیاس یک ابزار 32 سئوالی است و کیفیت رابطه زناشویی را در چهار زمینه وفاق، کامروایی، همبستگی، ابراز محبت میسنجد. در فرم ایرانی این پرسشنامه (بشارت، منتشر شده)، آلفای کرونباخ پرسشهای هر یک از زیر مقیاسها برای نمره زنها به ترتیب 88/0،90/0، 79/0، 75/0 و برای نمره شوهرها 85/0، 88/0، 76/0 و 73/0 بود که نشانگر همسانی درونی خوب پرسشنامه میباشد.
نتایج
نتایج تحلیل واریانس (MANOVA) در مورد تأثیر سبک دلبستگی افراد مورد مطالعه بر سازش روانشناختی آنها با ناباروری نشان داد که بین افراد دارای سبک دلبستگی ایمن و ناایمن درمورد شاخصهای سلامت روانی و همسازی زوجی در سطح 01/0= تفاوت معنیدار وجود دارد. نمره زنان و مردان ایمن در مقیاس بهزیستی روانشناختی بیشتر و در مقیاس درماندگی روانشناختی کمتر از نمره زنان و مردان ناایمن بود. نمره وفاق، کامروایی، همبستگی و ابراز محبت بین زوجین ایمن نیز بیش از نمره زوجین ناایمن در این مقیاسها بود (جدول 2). این یافته فرضیه اول تحقیق را تایید میکند. نتایج تحلیل واریانس (MANOVA) در مورد تاثیر متقابل سبکهای دلبستگی زوجین بر شاخصهای سلامت روانی و همسازی زوجی نشان داد نمره افرادی که همسران ایمن داشتند در مقیاس بهزیستی روانشناختی بیشتر و در مقیاس درماندگی روانشناختی کمتر از افرادی بود که همسران ناایمن داشتند. این تفاوتها که از نظر آماری معنیدار بوده و فرضیه دوم تحقیق را تایید میکنند (جدول 3).
نتایج تحلیل به منظور کنترل تاثیر سبک دلبستگی همسر در مقابل تاثیر سبک دلبستگی خود فرد نشان داد که تاثیر متقابل سبکهای دلبستگی در هر دو گروه زنان و مردان در مورد مقیاسهای بهزیستی روانشناختی، درماندگی روانشناختی و وفاق همچنان از نظر آماری در سطح 01/0= و 05/0= معنیدار است. در مورد مقیاسهای کامروایی، همبستگی و ابراز محبت، تاثیر مستقل سبک دلبستگی زنان بر کامروایی و همبستگی مردان معنیدار بود، اما بر ابراز محبت معنیدار نبود.
این یافتهها بیانگر آن است که بهزیستی و درماندگی روانشناختی افراد مورد مطالعه و وفاق بین زوجین هم از سبک دلبستگی خود فرد و هم از سبک دلبستگی همسران آنها تاثیر میپذیرد.
نتایج آزمون همبستگی پیرسون نیز نشان داد که بین سبک دلبستگی ناایمن افراد مورد مطالعه با بهزیستی روانشناختی همسران آنها همبستگی منفی معنیداری (زنان: 02/0=P و 25/0-=R، مردان: 008/0=P و 35/0-=R) و با درماندگی روانشناختی آنها همبستگی مثبت معنیدار (زنان:001/0P= و 55/0R=؛ مردان: 001/0P= و 53/0=R) وجود دارد. این یافته فرضیه سوم تحقیق را تایید میکند.
بحث
نتایج این تحقیق نشان داد که افراد دارای سبک دلبستگی ایمن بیش از افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن قدرت سازگاری با ناباروری دارند. زوجین نابارور ایمن از نظر شاخصهای سلامت روانی، بهزیستی روانشناختی و درماندگی روانشناختی، در وضعیت بهتری بودند. این یافته با نتایج تحقیقات قبلی (26-24) مطابقت میکند. چند تبیین احتمالی برای این یافته مطرح میشود در سایه سبک دلبستگی ایمن، اعتماد به خود و دیگران دو مشخصه اصلی افراد ایمن محسوب میشوند (29-27). اعتماد به خود از طریق افزایش حرمت خود (30) و بازخوردهای مثبت (31) زمینههای درونی روانی مواجهه سازنده با موقعیت استرسزای ناباروری را در افراد ایمن فراهم میسازد. اعتماد به دیگران، به عنوان جزء مکمل اعتماد به خود، نیز با هموارسازی زمینههای بین شخصی، افراد ایمن را در فرایند یاری طلبی و جلب همدلی و همدردی دیگران، مخصوصاً همسر، کمک میکند. برآیند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران به منزله مشخصه اصلی دلبستگی ایمن، برتری موقعیت زوجین نابارور ایمن را در سازگاری بهتر با ناباروری توجیه میکند.
رفتار اکتشافی و جوارجویی نیز از مولفههای اساسی دلبستگی محسوب میشوند (32،29). کنش بهنجار اکتشافگری در افراد دارای دلبستگی ایمن، جسارت و انعطاف پذیری آنها را در آزمونگری و تجربه آموزی افزایش میدهد. مهارتهای حل مساله در افراد ایمن محصول کنش بهنجار اکتشافگری است و سازگاری شخص را با ناباروری تسهیل میکند. جوارجوییهای مبتنی بر دلبستگی ایمن از یک سو مهارت های ارتباطی فرد ایمن را تقویت میکند و از سوی دیگر روابط بین شخصی و متقابل وی با دیگران را در سطوح نسبتاٌ مطلوبی مستقر میسازد. در سایه مهارتهای ارتباطی و روابط مطلوب بین شخصی، توانمندی شخصی در سازگاری بامشکل ناباروری همتراز با همسازی زوجین در روابط بین شخصی افزایش مییابد. سطوح مطلوبتر بهزیستی روانشناختی، وفاق، کامروایی، همبستگی و ابراز محبت بین زوجین نابارور ایمن و پایینتر بودن سطح درماندگی روانشناختی این گروه از افراد در مقایسه با زوجین نابارور ناایمن محصول مشخصههای اعتماد به خود، اعتماد به دیگران، کنش بهنجار اکتشافگری و جوارجویی میباشد.
در کنار مشخصه هائی که قبلاً ذکر شده، با به راه انداختن مکانیسمها و فرایندهای بهنجارتر تا حدودی نیاز زیستی تولید مثل را در افراد ایمن جبران میکنند، احتمال دیگری را میتوان مطرح کرد. فرایند سه مرحلهای اعتراض ، نومیدی ، بریدگی (1) که به هنگام جدایی و فقدان در افراد ایمن و ناایمن با کیفیتهای متفاوت شکل گرفته و استمرار مییابد، مبنای نظری مناسبی برای تبیین این یافته تحقیق حاضر میباشد.
ناباروری به منزله یک فقدان اساسی، قابل مقایسه با مرگ یکی از بستگان درجه یک (13-4) با راهاندازی واکنش سوگ (15) فرایند اعتراض، نومیدی، بریدگی را در فرد نابارور آغاز میکند. افراد نابارور ایمن در مقایسه با ناباروران ناایمن مراحل مذکور را سریعتر و بهنجارتر پشت سر میگذارند. پس از بریدگی از موضوع فقدان (باروری)، فرد ایمن با گزینههای متفاوت مانند اقدامات پزشکی، جانشین سازی (فرزند خواندگی و ...) و یا جبران ابزاری، نیاز زیستی تولید مثل (نیروگذاریها و فعالیتهای متفاوت در موارد غیر تولید مثلی) مواجه خواهد شد. متغیرهای متعدد شخصی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی تعیین کننده نوع انتخاب فرد و زوج نابارور ایمن خواهند بود.
نتایج تحقیق نشان داد که فراسوی نقش سبک دلبستگی فرد بر سازش روانشناختی، سبک دلبستگی همسر او نیز بر سازش روانشناختی وی با ناباروری تأثیر میگذارد. این یافته نیز در راستای تبیینهائی که قبلاً ذکر شد قابل تفسیر میباشد. مشخصههای اصلی دلبستگی ایمن در همسر فرد نابارور همزمان زوجین را در پذیرش این فقدان، چارهجوییهای سازنده، مواجهه و سازش با آن، و سرمایهگذاریهای عاطفی بیشتر در روابط زوجی یاری میرسانند. این فرایند را میتوان به کنش سیستمی خانواده نسبت داد؛ کنشی که براساس آن الگوی تعامل درون سیستمی تعیین کننده چگونگی سازش زوجین به عنوان اعضای اصلی سیستم خواهد بود. این کنش تأثیرات همزمان مستقیم و متقابل سبک دلبستگی زوجین را بر سازش روانشناختی با ناباروری توجیه میکند. بر این اساس، اهمیت نقش متغیرهای فرا تولید مثلی مانند سبک دلبستگی زوجین و کنش سیستمی خانواده در کنار متغیرهای تولید مثلی مانند ناباروری و شخص نابارور بر جسته میشود.
از طرف دیگر تأثیرات مثبت دلبستگی ایمن همسر فرد نابارور بر سازش روانشناختی وی با ناباروری، همبستگی ناایمن همسر فرد نابارور با افزایش ناسازگاری وی در ارتباط قرار میگیرد. این نتیجه تحقیق نیز بر اساس احتمالاتی که قبلاً ذکر شد در مورد پویایی سبکهای دلبستگی ناایمن که به صورت معکوس صادق بوده، تبیین میشود. فقدان اعتماد به خود و دیگران دو مشخصه اصلی افراد ناایمن است (34-33). فقدان اعتماد به خود، با تحلیل بنیادهای درون روانی، قدرت مواجهه مطلوب فرد با موقعیت استرسزای ناباروری را تضعیف میکند. فقدان اعتماد به دیگران نیز با تخریب زمینههای بین شخصی، مخصوصاً همسر، را از بین میبرد. تأثیر متقابل این دو مشخصه دلبستگی ناایمن، ناسازگاری بیشتر زوجین با ناباروری را در چنین موقعیتی توجیه میکند. افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن در مقایسه با افراد ایمن از قدرت اکتشافگری و جوارجویی کمتر برخوردارند (29و9). اختلال رفتار اکتشافگری در فرایند تحول، جسارت و انعطاف پذیری فرد ناایمن را در آزمونگری و تجربه آموزی تحلیل برده و با کاهش مهارتهای حل مساله، ناسازگاری شخصی را با ناباروری افزایش میدهد. جوارجویی فعال و بهنجار افراد ناایمن نیز در سایه فقدان اعتماد به خود و دیگران و اختلال رفتار اکشتافگری به شدت کاهش یافته و یا به شکلهای نابهنجار ادامه مییابد (رفتار اجتنابگرها مصداق مورد اول و رفتار دوسوگرها مصداق مورد دوم میباشد، گرچه این موضوع به دلیل محدودیتهای تحقیق حاضر به صورت مستقل بررسی نشده است). ضعف مهارتهای ارتباطی و روابط نامطلوب بین شخصی، توانمندیهای فردی در سازگاری با مشکل ناباروری را همزمان با همسازی زوجین در روابط بین شخصی تحلیل میبرد. بعلاوه، افزایش ناسازگاری با ناباروری را میتوان بر حسب کنش سیستمی روابط زوجین یعنی اختلال الگوی تعامل درون سیستمی نیز توجیه کرد.
تفاوت تاثیر گذاری سبک دلبستگی زن و مرد بر بعضی مشخصههای همسازی زوجین مانند کامروایی و همبستگی را میتوان به تفاوتهای زیست شناختی زن و مرد در بازخوردهای متفاوت نسبت به فرزند، تفاوتهای جنسیتی ارزش باروری و ناباروری که برحسب متغیرهای خانوادگی، اجتماعی و حقوقی تعیین میشوند، و به پیامدهای نامطلوبتر ناباروری برای زن نسبت داد. این متغیرها، شایستگیها و توانمندیهای شخصی و بین شخصی زن را در مواجهه و سازش با ناباروری از یک سو، و تاثیرگذاری مثبت بر مرد و یاری رسانی وی در زمینه کامروایی و همبستگی افزایش میدهد.
گستره تاثیرات سبک دلبستگی بر سازش روانشناختی زوجین با ناباروری، بار دیگر اهمیت پیوندهای عاطفی نخستین بین کودک و مادر، استمرار سبکهای دلبستگی، تاثیرگذاری و نقش تعیین کننده آنها بر روابط بین شخصی و مخصوصاٌ رابطه زوجین و سازش روانشناختی با مشکلات شخصی و بین شخصی را برجسته میسازد. به رسمیت شناختن چنین نقشی تعیین کنندهای مستلزم:
1- بازشناسی نظریه دلبستگی، مفروضات اساسی این نظریه و راهبردهای نظری و عملی برخاسته از یافتههای جدید تجربی در زمینه دلبستگی
2- یکپارچه سازی مفروضات پویشی- کردار شناختی نظریه دلبستگی با مفروضات سیستمی- شناختی به منظور افزایش جامعیت و سودمندی نظریه
3- تدوین راهبردهای پیشگیری و راهکارهای درمانی در چارچوب نظریه دلبستگی و طرحهای پژوهش بالینی با هدف پوشش گستردهتر موضوعات مرتبط با دلبستگی میباشد.
محدودیتهای تحقیق احتیاطهایی را در مورد تفسیر قطعی نتایج پژوهش و تعمیم یافتهها بر محقق و خواننده تحمیل میکند. کوچک بودن تعداد نمونه تحقیق، نداشتن گروه کنترل شامل زوجین بارور و زوجین دارای فرزند خوانده، و حذف تحلیلهای آماری مربوط به افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا به صورت جداگانه به دلیل تعداد کم افراد در هر یک از دو گروه ناایمن از جمله محدودیتهای تحقیق هستند.
تقدیر و تشکر
از همه کسانی که محقق را در انجام این تحقیق یاری کردند، مخصوصاً مسئولان بخشهای زنان و درمان ناباروری بیمارستانهای دکتر شریعتی، میرزا کوچک خان و موسسه پزشکی ایرانیان؛ و سرکار خانم زینب رنجبر که مسئولیت اجرای بخشی از پرسشنامههای تحقیق را بر عهده داشتند صمیمانه تشکر و قدردانی میشود.
طبق نظریه دلبستگی ، باورها، انتظارت و مدلهای ذهنی پایدار نوزاد در مورد مادر و خود در چارچوب رابطه مادر نوزاد شکل میگیرند. نظریه پردازان دلبستگی این باورها را به منزله تجسم ذهنی تجربههای فرد در مورد خود ونگاره دلبستگی میدانند (4-2). پیرو تحقیقات بالبی (1،2)، اینزورث و همکاران (5) سه سبک دلبستگی ایمن ، اجتنابی و دوسوگرا را تشخیص دادند.
بالبی (2) معتقد بود که سبک دلبستگی فرد روش مواجهه و سازگاری وی با تجربههای استرسزا را شکل میدهد. تحقیقات در زمینه دلبستگی بزرگسال تایید کردهاند که سیستم دلبستگی تحت شرایط استرسزا فعال میشود (7-6). براساس نظریه دلبستگی، وقتی این سیستم فعال شود افراد دارای سبکهای متفاوت دلبستگی به شیوههایی که مبین باورهای آنها در مورد خود و دیگران میباشند درصدد تنظیم عواطف و مواجهه برخواهند آمد (10-8و 6).
ناباروری به عنوان شکست در بارداری پس از یک سال مجامعت منظم و بدون پیشگیری (11)، یکی از تلخترین تجربههای زندگی (12)، قابل مقایسه با مرگ یکی از بستگان درجه یک (14-13) که واکنش سوگ را به دنبال دارد (15) توصیف شده است. ناباروری با طیف گسترده آسیبهای روانشناختی شامل استیصال موقت یا مزمن (17-15)، کاهش سطح حرمت خود و افزایش سطح تنیدگی، اضطراب، افسردگی، عصبانیت، احساس حقارت، احساس ناکارآمدی، ناکنش وری جنسی و ناسازگاری زناشویی (21-9و 17و15) در ارتباط قرار میگیرد.
یکی از موضوعات مورد بررسی در این تحقیق تأثیر سبک دلبستگی فرد بر سازش روانشناختی وی با ناباروری است. بر این اساس سبک دلبستگی به عنوان متغیری درون روانی، تعیین کننده نوع سازگاری یا ناسازگاری روانشناختی فرد با ناباروری محسوب میشود.
دلبستگی، علاوه بر تاثیر گذاری درون روانی که به نوع سازش روانی فرد با ناباروری شکل میدهد، به عنوان یک متغیر بین شخصی (ارتباطی) نیز سازش روانشناختی زوجین با ناباروری را متاثر میسازد. نقش سبک دلبستگی همسر فرد نابارور بر سازش روانشناختی وی با ناباروری موضوع دیگر مورد بررسی این پژوهش خواهد بود. بر این اساس مشخص میشود که تا چه حد سبک دلبستگی یکی از زوجین نابارور تعیین کننده سازش روانشناختی دیگری خواهد بود.
میزان سازش روانشناختی در این تحقیق بر اساس نمره افراد مورد مطالعه در مقیاسهای بهزیستی روانشناختی، درماندگی روانشناختی، وفاق ، کامروایی ، همبستگی و ابراز محبت تعیین میگردد که با پرسشنامههای سلامت روانی و همسازی زوجین سنجیده میشوند.
فرضیه تحقیق:
1) سازش روانشناختی افراد مورد مطالعه دارای سبک دلبستگی ایمن با ناباروری از سازش روانشناختی افراد مورد مطالعه دارای سبک دلبستگی ناایمن (اجتنابی، دوسوگرا) با ناباروری بیشتر است.
2) دلبستگی ایمن همسر فرد نابارور با افزایش سازش روانشناختی وی با ناباروری همبستگی مثبت دارد.
3) دلبستگی ناایمن (اجتنابی، دوسوگرا) همسر فرد نابارور با افزایش ناسازگاری با ناباروری همبستگی مثتب دارد.
روش تحقیق
نمونه تحقیق و روش اجرا: نمونه مورد آزمایش این تحقیق را 46 زوج نابارور تشکیل میدهند. یازده زوج برای حل مشکلات جنسی به کلینیک محقق مراجعهکرده و بقیه افراد مورد مطالعه از مراجعین بیمارستانهای دکتر شریعتی و میرزا کوچک خان و موسسه پزشکی ایرانیان بودند. پس از تشریح اهداف تحقیق و جلب همکاری زوجین، پرسشنامههای «دلبستگی بزرگسال»، «سلامت روانی» و «همسازی زوجین» توسط هر یک از افراد مورد مطالعه تکمیل گردید. مشخصههای بالینی و سبک دلبستگی زوجین در جداول a1 و b1 ارائه شدهاند.
علت اصلی ناباروری در 8/47% افراد مورد مطالعه (22=N) زنان و در 37% (17=n) مردان تشخیص داده شده بود. و در 2/15% باقیمانده (7=N) با علت ناشناخته بودند. 63% افراد مورد مطالعه مرد (29=N) در مقابل 7/58% افراد مورد مطالعه زن (27=N) دارای سبک دلبستگی ایمن بودند و 37% مردان (17=N) در مقابل 3/41% زنان (19=N) دارای سبک دلبستگی ناایمن بودند. این نسبت برای مردان و زنانی که به عنوان عامل اصلی ناباروری تشخیص داده شده بودند به ترتیب عبارت از 8/58% (10=N) در مقابله 1/59% (13=N) بود برای سبک دلبستگی ایمن و 2/41% (7=N) در مقابل 9/40% (9=N) برای سبک دلبستگی ناایمن. تفاوت توزیع سبکهای دلبستگی زنان و مردان در هر دو مورد (کل نمونه تحقیق و آزمودنیهای نابارور) از نظر آماری معنیدار نبود.
ابزار تحقیق
پرسشنامه دلبستگی بزرگسال : سبک دلبستگی افراد مورد مطالعه در این تحقیق با استفاده از «پرسشنامه دلبستگی بزرگسال» (بشارت، منتشر نشده) تعیین شد. این مقیاس یک پرسشنامه دو قسمتی است. در قسمت اول، سه سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا بر حسب 15 سئوال در مقیاس 5 درجهای لیکرت از هم متمایز میشوند. آلفای کرونباخ پرسشهای هر سبک دلبستگی در مورد نمونه این تحقیق برای نمره زنها از 79% تا 86% و برای نمره شوهرها از 81% تا 88% بود که نشانگر همسانی درونی بالای پرسشنامه میباشد. در قسمت دوم، فرد مورد مطالعه با انتخاب یک گزینه از سه گزینهای که سه نوع دلبستگی را توصیف میکنند، سبک دلبستگی خود را مشخص میکند. ضریب همبستگی بین نمرههای افراد مورد مطالعه در دو قسمت پرسشنامه برای افراد مورد مطالعه زن و مرد به ترتیب 85% و 87% بود.
پرسشنامه سلامت روانی (22): این مقیاس یک پرسشنامه 38 سئوالی است و دو وضعیت روانی را میسنجد: بهزیستی روانشناختی؛ درماندگی روانشناختی. در فرم ایرانی این پرسشنامه (بشارت، منتشر نشده)، الفای کرونباخ پرسشهای هر یک از زیر مقیاسها برای نمره زنها به ترتیب 86/0 و 89/0 و برای نمره شوهرها 88/0 و 91/0 بود که نشانگر همسانی درونی بالای پرسشنامه میباشد.
مقیاس همسازی زوجین (23): این مقیاس یک ابزار 32 سئوالی است و کیفیت رابطه زناشویی را در چهار زمینه وفاق، کامروایی، همبستگی، ابراز محبت میسنجد. در فرم ایرانی این پرسشنامه (بشارت، منتشر شده)، آلفای کرونباخ پرسشهای هر یک از زیر مقیاسها برای نمره زنها به ترتیب 88/0،90/0، 79/0، 75/0 و برای نمره شوهرها 85/0، 88/0، 76/0 و 73/0 بود که نشانگر همسانی درونی خوب پرسشنامه میباشد.
نتایج
نتایج تحلیل واریانس (MANOVA) در مورد تأثیر سبک دلبستگی افراد مورد مطالعه بر سازش روانشناختی آنها با ناباروری نشان داد که بین افراد دارای سبک دلبستگی ایمن و ناایمن درمورد شاخصهای سلامت روانی و همسازی زوجی در سطح 01/0= تفاوت معنیدار وجود دارد. نمره زنان و مردان ایمن در مقیاس بهزیستی روانشناختی بیشتر و در مقیاس درماندگی روانشناختی کمتر از نمره زنان و مردان ناایمن بود. نمره وفاق، کامروایی، همبستگی و ابراز محبت بین زوجین ایمن نیز بیش از نمره زوجین ناایمن در این مقیاسها بود (جدول 2). این یافته فرضیه اول تحقیق را تایید میکند. نتایج تحلیل واریانس (MANOVA) در مورد تاثیر متقابل سبکهای دلبستگی زوجین بر شاخصهای سلامت روانی و همسازی زوجی نشان داد نمره افرادی که همسران ایمن داشتند در مقیاس بهزیستی روانشناختی بیشتر و در مقیاس درماندگی روانشناختی کمتر از افرادی بود که همسران ناایمن داشتند. این تفاوتها که از نظر آماری معنیدار بوده و فرضیه دوم تحقیق را تایید میکنند (جدول 3).
نتایج تحلیل به منظور کنترل تاثیر سبک دلبستگی همسر در مقابل تاثیر سبک دلبستگی خود فرد نشان داد که تاثیر متقابل سبکهای دلبستگی در هر دو گروه زنان و مردان در مورد مقیاسهای بهزیستی روانشناختی، درماندگی روانشناختی و وفاق همچنان از نظر آماری در سطح 01/0= و 05/0= معنیدار است. در مورد مقیاسهای کامروایی، همبستگی و ابراز محبت، تاثیر مستقل سبک دلبستگی زنان بر کامروایی و همبستگی مردان معنیدار بود، اما بر ابراز محبت معنیدار نبود.
این یافتهها بیانگر آن است که بهزیستی و درماندگی روانشناختی افراد مورد مطالعه و وفاق بین زوجین هم از سبک دلبستگی خود فرد و هم از سبک دلبستگی همسران آنها تاثیر میپذیرد.
نتایج آزمون همبستگی پیرسون نیز نشان داد که بین سبک دلبستگی ناایمن افراد مورد مطالعه با بهزیستی روانشناختی همسران آنها همبستگی منفی معنیداری (زنان: 02/0=P و 25/0-=R، مردان: 008/0=P و 35/0-=R) و با درماندگی روانشناختی آنها همبستگی مثبت معنیدار (زنان:001/0P= و 55/0R=؛ مردان: 001/0P= و 53/0=R) وجود دارد. این یافته فرضیه سوم تحقیق را تایید میکند.
بحث
نتایج این تحقیق نشان داد که افراد دارای سبک دلبستگی ایمن بیش از افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن قدرت سازگاری با ناباروری دارند. زوجین نابارور ایمن از نظر شاخصهای سلامت روانی، بهزیستی روانشناختی و درماندگی روانشناختی، در وضعیت بهتری بودند. این یافته با نتایج تحقیقات قبلی (26-24) مطابقت میکند. چند تبیین احتمالی برای این یافته مطرح میشود در سایه سبک دلبستگی ایمن، اعتماد به خود و دیگران دو مشخصه اصلی افراد ایمن محسوب میشوند (29-27). اعتماد به خود از طریق افزایش حرمت خود (30) و بازخوردهای مثبت (31) زمینههای درونی روانی مواجهه سازنده با موقعیت استرسزای ناباروری را در افراد ایمن فراهم میسازد. اعتماد به دیگران، به عنوان جزء مکمل اعتماد به خود، نیز با هموارسازی زمینههای بین شخصی، افراد ایمن را در فرایند یاری طلبی و جلب همدلی و همدردی دیگران، مخصوصاً همسر، کمک میکند. برآیند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران به منزله مشخصه اصلی دلبستگی ایمن، برتری موقعیت زوجین نابارور ایمن را در سازگاری بهتر با ناباروری توجیه میکند.
رفتار اکتشافی و جوارجویی نیز از مولفههای اساسی دلبستگی محسوب میشوند (32،29). کنش بهنجار اکتشافگری در افراد دارای دلبستگی ایمن، جسارت و انعطاف پذیری آنها را در آزمونگری و تجربه آموزی افزایش میدهد. مهارتهای حل مساله در افراد ایمن محصول کنش بهنجار اکتشافگری است و سازگاری شخص را با ناباروری تسهیل میکند. جوارجوییهای مبتنی بر دلبستگی ایمن از یک سو مهارت های ارتباطی فرد ایمن را تقویت میکند و از سوی دیگر روابط بین شخصی و متقابل وی با دیگران را در سطوح نسبتاٌ مطلوبی مستقر میسازد. در سایه مهارتهای ارتباطی و روابط مطلوب بین شخصی، توانمندی شخصی در سازگاری بامشکل ناباروری همتراز با همسازی زوجین در روابط بین شخصی افزایش مییابد. سطوح مطلوبتر بهزیستی روانشناختی، وفاق، کامروایی، همبستگی و ابراز محبت بین زوجین نابارور ایمن و پایینتر بودن سطح درماندگی روانشناختی این گروه از افراد در مقایسه با زوجین نابارور ناایمن محصول مشخصههای اعتماد به خود، اعتماد به دیگران، کنش بهنجار اکتشافگری و جوارجویی میباشد.
در کنار مشخصه هائی که قبلاً ذکر شده، با به راه انداختن مکانیسمها و فرایندهای بهنجارتر تا حدودی نیاز زیستی تولید مثل را در افراد ایمن جبران میکنند، احتمال دیگری را میتوان مطرح کرد. فرایند سه مرحلهای اعتراض ، نومیدی ، بریدگی (1) که به هنگام جدایی و فقدان در افراد ایمن و ناایمن با کیفیتهای متفاوت شکل گرفته و استمرار مییابد، مبنای نظری مناسبی برای تبیین این یافته تحقیق حاضر میباشد.
ناباروری به منزله یک فقدان اساسی، قابل مقایسه با مرگ یکی از بستگان درجه یک (13-4) با راهاندازی واکنش سوگ (15) فرایند اعتراض، نومیدی، بریدگی را در فرد نابارور آغاز میکند. افراد نابارور ایمن در مقایسه با ناباروران ناایمن مراحل مذکور را سریعتر و بهنجارتر پشت سر میگذارند. پس از بریدگی از موضوع فقدان (باروری)، فرد ایمن با گزینههای متفاوت مانند اقدامات پزشکی، جانشین سازی (فرزند خواندگی و ...) و یا جبران ابزاری، نیاز زیستی تولید مثل (نیروگذاریها و فعالیتهای متفاوت در موارد غیر تولید مثلی) مواجه خواهد شد. متغیرهای متعدد شخصی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی تعیین کننده نوع انتخاب فرد و زوج نابارور ایمن خواهند بود.
نتایج تحقیق نشان داد که فراسوی نقش سبک دلبستگی فرد بر سازش روانشناختی، سبک دلبستگی همسر او نیز بر سازش روانشناختی وی با ناباروری تأثیر میگذارد. این یافته نیز در راستای تبیینهائی که قبلاً ذکر شد قابل تفسیر میباشد. مشخصههای اصلی دلبستگی ایمن در همسر فرد نابارور همزمان زوجین را در پذیرش این فقدان، چارهجوییهای سازنده، مواجهه و سازش با آن، و سرمایهگذاریهای عاطفی بیشتر در روابط زوجی یاری میرسانند. این فرایند را میتوان به کنش سیستمی خانواده نسبت داد؛ کنشی که براساس آن الگوی تعامل درون سیستمی تعیین کننده چگونگی سازش زوجین به عنوان اعضای اصلی سیستم خواهد بود. این کنش تأثیرات همزمان مستقیم و متقابل سبک دلبستگی زوجین را بر سازش روانشناختی با ناباروری توجیه میکند. بر این اساس، اهمیت نقش متغیرهای فرا تولید مثلی مانند سبک دلبستگی زوجین و کنش سیستمی خانواده در کنار متغیرهای تولید مثلی مانند ناباروری و شخص نابارور بر جسته میشود.
از طرف دیگر تأثیرات مثبت دلبستگی ایمن همسر فرد نابارور بر سازش روانشناختی وی با ناباروری، همبستگی ناایمن همسر فرد نابارور با افزایش ناسازگاری وی در ارتباط قرار میگیرد. این نتیجه تحقیق نیز بر اساس احتمالاتی که قبلاً ذکر شد در مورد پویایی سبکهای دلبستگی ناایمن که به صورت معکوس صادق بوده، تبیین میشود. فقدان اعتماد به خود و دیگران دو مشخصه اصلی افراد ناایمن است (34-33). فقدان اعتماد به خود، با تحلیل بنیادهای درون روانی، قدرت مواجهه مطلوب فرد با موقعیت استرسزای ناباروری را تضعیف میکند. فقدان اعتماد به دیگران نیز با تخریب زمینههای بین شخصی، مخصوصاً همسر، را از بین میبرد. تأثیر متقابل این دو مشخصه دلبستگی ناایمن، ناسازگاری بیشتر زوجین با ناباروری را در چنین موقعیتی توجیه میکند. افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن در مقایسه با افراد ایمن از قدرت اکتشافگری و جوارجویی کمتر برخوردارند (29و9). اختلال رفتار اکتشافگری در فرایند تحول، جسارت و انعطاف پذیری فرد ناایمن را در آزمونگری و تجربه آموزی تحلیل برده و با کاهش مهارتهای حل مساله، ناسازگاری شخصی را با ناباروری افزایش میدهد. جوارجویی فعال و بهنجار افراد ناایمن نیز در سایه فقدان اعتماد به خود و دیگران و اختلال رفتار اکشتافگری به شدت کاهش یافته و یا به شکلهای نابهنجار ادامه مییابد (رفتار اجتنابگرها مصداق مورد اول و رفتار دوسوگرها مصداق مورد دوم میباشد، گرچه این موضوع به دلیل محدودیتهای تحقیق حاضر به صورت مستقل بررسی نشده است). ضعف مهارتهای ارتباطی و روابط نامطلوب بین شخصی، توانمندیهای فردی در سازگاری با مشکل ناباروری را همزمان با همسازی زوجین در روابط بین شخصی تحلیل میبرد. بعلاوه، افزایش ناسازگاری با ناباروری را میتوان بر حسب کنش سیستمی روابط زوجین یعنی اختلال الگوی تعامل درون سیستمی نیز توجیه کرد.
تفاوت تاثیر گذاری سبک دلبستگی زن و مرد بر بعضی مشخصههای همسازی زوجین مانند کامروایی و همبستگی را میتوان به تفاوتهای زیست شناختی زن و مرد در بازخوردهای متفاوت نسبت به فرزند، تفاوتهای جنسیتی ارزش باروری و ناباروری که برحسب متغیرهای خانوادگی، اجتماعی و حقوقی تعیین میشوند، و به پیامدهای نامطلوبتر ناباروری برای زن نسبت داد. این متغیرها، شایستگیها و توانمندیهای شخصی و بین شخصی زن را در مواجهه و سازش با ناباروری از یک سو، و تاثیرگذاری مثبت بر مرد و یاری رسانی وی در زمینه کامروایی و همبستگی افزایش میدهد.
گستره تاثیرات سبک دلبستگی بر سازش روانشناختی زوجین با ناباروری، بار دیگر اهمیت پیوندهای عاطفی نخستین بین کودک و مادر، استمرار سبکهای دلبستگی، تاثیرگذاری و نقش تعیین کننده آنها بر روابط بین شخصی و مخصوصاٌ رابطه زوجین و سازش روانشناختی با مشکلات شخصی و بین شخصی را برجسته میسازد. به رسمیت شناختن چنین نقشی تعیین کنندهای مستلزم:
1- بازشناسی نظریه دلبستگی، مفروضات اساسی این نظریه و راهبردهای نظری و عملی برخاسته از یافتههای جدید تجربی در زمینه دلبستگی
2- یکپارچه سازی مفروضات پویشی- کردار شناختی نظریه دلبستگی با مفروضات سیستمی- شناختی به منظور افزایش جامعیت و سودمندی نظریه
3- تدوین راهبردهای پیشگیری و راهکارهای درمانی در چارچوب نظریه دلبستگی و طرحهای پژوهش بالینی با هدف پوشش گستردهتر موضوعات مرتبط با دلبستگی میباشد.
محدودیتهای تحقیق احتیاطهایی را در مورد تفسیر قطعی نتایج پژوهش و تعمیم یافتهها بر محقق و خواننده تحمیل میکند. کوچک بودن تعداد نمونه تحقیق، نداشتن گروه کنترل شامل زوجین بارور و زوجین دارای فرزند خوانده، و حذف تحلیلهای آماری مربوط به افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا به صورت جداگانه به دلیل تعداد کم افراد در هر یک از دو گروه ناایمن از جمله محدودیتهای تحقیق هستند.
تقدیر و تشکر
از همه کسانی که محقق را در انجام این تحقیق یاری کردند، مخصوصاً مسئولان بخشهای زنان و درمان ناباروری بیمارستانهای دکتر شریعتی، میرزا کوچک خان و موسسه پزشکی ایرانیان؛ و سرکار خانم زینب رنجبر که مسئولیت اجرای بخشی از پرسشنامههای تحقیق را بر عهده داشتند صمیمانه تشکر و قدردانی میشود.
| منابع |
| بالا |
| چکیده |
| متن کامل |
| منابع |
- Bowlby J. Attachment. In: Attachment and Loss, New York: Basic Books. 1969; Chapter1
- Bowlby J. Seperation, anxiety and anger. In: Attachmant and loss. New York: Basic Books.1973; 2
- Bretherton I. Attachment theory: Retrospect and prospect In I. Bretherton & E. Waters (Eds.), Growing points of attachment theory and research. Monographs of the Society for Research in Child. Dev. 1985; 50:3-35
- Main M., Kaplan N., Cassidy J. Security in infancy, childhood and adult hood: A move to the level of repersentation monographs of the society for research in child development. Child Dev. 1985; 50:66-104
- Ainsworth M.D.S., Blehar M.C., Waters E., Wall S. Patterns of attachment: A psychological study of the strange situation. Hills-dale, NJ: Erlbaum. 1978
- Simpson J.A., Rholes W.S. Stress and secure base relationships in adulthood. Advances in Personal Relationships. 1994; 15:181-204
- Simpson J.A., Rholes W.S., Nelligan J.S. Support seeking and support giving within couples in an anxiety provoking situation: The role of attachment styles. Person Soci Psy, 1992
- Feeng B.C., Kirkpatrick L.A. Effects of adult attachment and presence of romantic protners on physiological responses to stress, Person Soci Psy. 1996; 70:255-70
- Koback R.R., Screey A. Attachment in late adolescence working models. Affect regulation and representations of self and other. Child Dev. 1988; 59:135-46
- Mikulincer M., Florian V., Tolmacz R. Attachment styles and fear of person death: A case study of affect regulation. Personality Soci Psy,1990; 58: 273-80
- Benson R.C., Handbook of Obstetrics and Gynecology. Los Altos, CA: Lange Medical Publishers. 1983
- Freeman E.W., Boxer A.S., Rickels K., Tureck R., Mastroiannin LJR. Psychological evaluation and support in a program of in vitro fertilization and embryo transfer. Fertil Stril. 1985; 43: 48-53
- Dohrenwend B.S., Dohrenwend B.P. Stressful life Events and their Contexts. New York: Neale Watson. 1974
- Dohrenwend B.S., Dohrenwed B.P. StressfulLife Events: Their Nature and Eddect. New York:Wiley. 1981
- Boyarsky R., Boyarsky S. Psychogenic factors in male infertility: A review. Medical Aspects of Human Sexuality. 1983, 17:86h.q
- Edelman R.J., Connolly K.J. Psychological aspects of infertility. Bri Med psy. 1986; 59: 209- 19
- Mahlstedt P.P. The psychological component of infertility. Fam Stril. 1985; 43:335-46
- Kedem P., Mikulincer M., Nathanson Y.E., et al. Psychological aspects female infertility. Brit Med Psy. 1990; 63:73-80
- Leiblum S.R. The impact of infertility on sexual and marital satisfaction. Ann Rev Sex Res. 1993; 4:99-120
- Morrow K.A., Thoreson R.W., Penney L.L. Predictors of psycholgical distress among infertility clinic patients. Consul Clin Psy. 1995;63:163-67
- Hynes G.J., Callan V.J., TerryD.J., et al. The psychological well-being of infertile women after a failed IVF attempt. Brit Med psy. 1992; 65:269-78
- Veit C.T., Ware J.E. The structure of psychological stress and well-being in general populations. Consul Clin Psy. 1983; 51:730-42
- Spanier G.B. Measuring dyadic adjustment: New scles for assessing the quality of marriage and similar dyads. Merri Fam. 1976; 38:15-28
- McEwan K.L., Costello C.G., Taylor P.J. Adjustment to infertility. Abnor Psy. 1987; 96:108-16
- Kedem P., Mikulincer M., Nathanson Y.E., et al. Psychological aspects of male infetility Brit Med Psy. 1990; 63:73-80
- Downey C., Marie R., Harry T., et al. Attachment, attractiveness and social interaction: A diary study. Person Soci Psy. 1996; 71:729-45
- Tidwell C., Marie R., Harry T., et al. Attachment, attractiveness and social interaction: A diary study, Person Soci Psy. 1994; 66:502-12
- Kirkpatrik L.A., Davis K.E. Attachment style, gender and relationship stability: A longitudinal analysis. Persona and Social Psy. 1994; 66;502-12
- Cassidy J. Child-mother attachment and the self in six-year olds. Child Dev. 1988; 59:121-34
- Mikulincer M. Attachment style and the mental representation of the self. Person Soci Psy. 1995;69:203-15
- Carnelley K.B., Janoff-Bulman R. Ortimism about over relationships: General vs. specific lessons from one’s personal sxperiences. Soci Person Relation. 1992; 9:5-20
- Mikulincer M. Attacchment working models and the sense of trust:An exploration of interaction goals and affect regulation. Person Soci Psy. 1998;74:1209-24
- Griffin D., Bartholomew K. Models of the self and other; fundamental dimensions underlying measures of attachment. Person Soci Psy. 1994; 67:430-45
- Lopez F.G., Fuendling J., Thomas K., et al. An attachment theoretical perspective on the use of splitting defense. Couns Psy Quart. 1997; 10:461-72
- Cassidy J., Berlin L.J. The insecure ambivalent pattern of attachment: Theory and research. Child Dev. 1994; 65:971-91
منبع: فصلنامه باروری و ناباروری


